زدم بیرون ک یکم بچرخم و وسایل فردا رو بخرم

چرخو ک زدم

وسایل فردارم ک خواستم بخرم کیف پولم از دستم افتاد یکی برداش رفت و دیگم برنگشت

هوووف

کیفمو دوس داشتم

سی تومن پول خودم بود:/

حرومش باشه

الان هزار تا کار دارم

زندگی ک بازار شامه

اتاقم بهم ریخته

کلی غذا باید درست کنم ک هنوز وسایلشو نگرفتم

نمیدونم چی بپوشم

نیم ساعت چهل و پنج دقیقه دیگم دارم میرم خونه ساره

آدم از من بیخیال تر دیدید؟

ندیدید دیگ

با لبخند دارم باهمه چی برخورد میکنم

محمد رو مخمه،کلی کار دارم،حالم خوب نیس

همه باهم به درک

مهم اینه ک هفته ی آخر من باید شاد باشم

در کنار دوستام

همین

و السلام

منبع اصلی مطلب : نهان خانه ی دل
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : وقتی زمین و زمان علیه منن